شکرستان ایران برای بدرقه رهبر شهید برخاست
سرزمینی که شیرینی نیشکرش سالها کام مردم را شیرین کرده، اینک در بدرقه پیکر قائد امت، تلخی فراق و وداع را مزه میکند. در میان سیل مردمانی که برای وداع میروند، اهالی شکرستان نیز حضور دارند؛ مردان و زنانی که عمرشان با خاک و آب و آفتاب درآمیخته است. آنان که سالهاست با دستان خسته اما امیدوار، ساقههای سبز نیشکر را از دل خاک برمیآورند و زندگی را در شیارهای زمین میکارند.
مردمان شکرستان، اسفند ۱۳۷۵ را هنوز به یاد دارند. روزی که رهبر شهید قدم بر خاک خوزستان گذاشتند؛ بر این سرزمین گرم. آن روز کلامی بر زبانشان جاری شد که در حافظه این دیار ماندگار شد: «صنعت نیشکر نیازی برای کشور ماست. برای خودکفایی کشور از لحاظ اقتصادی.»
همین جمله کوتاه، چراغی شد در دل مردمان این دشتها. امیدی شد برای آنان که با زمینهای شور و رهاشده دست و پنجه نرم میکردند. از دل همان خاک، مزارعی رویید که امروز نشانه اراده و خودباوری است؛ نشانه اینکه میتوان از خشکی، باروری آفرید و از رنج، شیرینی.
اکنون اما همان مردمان، با چشمانی اشکبار به بدرقه میروند. شکرستان ایران سیاهپوش است و کامش در این وداع و بدرقه، تلخ. وداعی است سنگین؛ وداعی که در حافظه زمان خواهد ماند. باد از میان نیزارهای سبز عبور میکند و گویی هر ساقه نیشکر، خاطره آن روز را زمزمه میکند؛ روزی که نام «شکرستان» بر این سرزمین نشست. روزی که کلام رهبری، امید شد برای سازندگی. کارگران، کشاورزان، مهندسان و مدیران نیشکر، امروز در کنار میلیونها ایرانی ایستادهاند؛ با اندوهی مشترک و خاطرهای مشترک. و شکرستان ایران، امروز در وداع و بدرقه رهبر شهیدش، در سوگ نشسته و به پا خاسته است.


